Ford3 1

هنری فورد (به انگلیسی : Henry Ford)، کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریه‌پرداز آمریکایی بود که شرکت خودروسازی فورد را در سال ۱۹۰۳ میلادی تأسیس کرد. برخلاف تصور اشتباه برخی، او نه خودرو را ابداع کرد و نه خط مونتاژ را اما در نحوه جابجایی و حمل و نقل بشر انقلابی بر پا کرد. او به کمک دانش مهندسی خود توانست با توسعه و بهینه سازی خطوط مونتاژ، هزینه تولید خودرو را به شدت کاهش دهد و با تولید انبوه، خودرو را به محصولی قابل خرید برای همه مردم مبدل نماید.

خودروی فورد مدل T که در سال ۱۹۰۸ میلادی در کارخانه او تولید می شد، ۸۲۵ دلار (معادل ۲۱۳۴۰ دلار امروزی) قیمت داشت ولی به مرور و با افزایش ظرفیت تولید به ۴۷۲٫۰۰۰ دستگاه در سال، قیمتش به ۳۶۰ دلار (معادل ۷۰۲۰ دلار امروزی) کاهش یافت. در سال ۱۹۱۸ میلادی نیمی از خودرو‌های ایالات متحده از مدل T بودند و بدین ترتیب، هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمول‌ترین مردان تاریخ صنعت تبدیل شد.

از مهمترین نکات در فلسفه کاری فورد آن بود که وی اعتقاد داشت بسیاری از شرکت‌ها بیش از حد نیاز، نیروی کار استخدام می نمایند، درحالیکه با پرداخت حقوق بالا میتوان بهترین کارگران را نگه داشت و بازدهی را افزایش داد. در همین راستا، در سال ۱۹۱۴ میلادی، فورد همه شرکت‌ها را با پیشنهاد حقوق ۵ دلار در روز (معادل ۱۲۰ دلار در روز امروزی) شگفت زده کرد. این مقدار بیش از دو برابر حداکثر حقوق در دیگر شرکت‌ها بود و باعث شد بهترین مکانیک‌ها برای کار به شرکت او هجوم آورند. او همچنین به کارگرانی که دارای شرایط کافی بوده و بیشتر از ۶ ماه کار کرده بودند بخشهایی از سهام شرکت را واگذار می‌کرد. ترکیب تولید انبوه کالا، دستمزد بالا برای کارگران و قیمت پایین پیشنهادی او چنان تأثیری بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم ایجاد کرد که آن را فورد گرایی یا فوردیسم (به انگلیسی : Fordism) نامیدند. او بدون شک یکی از بزرگترین الگوها برای کارآفرینان در سراسر جهان است. در ادامه تعدادی از جملات ارزشمند او در زندگی اش نقل قول می گردد :

“برای صنعت گران تنها یک قانون وجود دارد و آن این است که تنها با پرداخت بالاترین دستمزد ممکن، با کیفیت ترین کالاها با کمترین هزینه ساخته میشوند!”
“گرد هم آمدن آغاز کار است؛ کنار هم ماندن، پیشرفت است و کار با هم، موفقیت! و شکست فقط فرصتی است برای شروع دوباره اما این بار هوشمندانه تر!”
“کیفیت یعنی انجام درست کار، آن زمانی که کسی نگاه نمی کند!”